مشاوره

آیا ترس از رها شدن در ازدواج رابطه شما را خراب می کند؟

ترس از رها شدن در ازدواج

در ده سال اول ازدواجم با ترس از رها شدن دست و پنجه نرم می کردم. پدرم و اولین کشیش من هر دو همسران خود را به خاطر زنان جوانتر ترک کرده بودند. به دلیل آنچه تجربه کرده بودم، اجازه دادم افکار ترسناک بدون کنترل در ذهنم باقی بمانند. در نهایت همه مردها می روند. اجازه ندهید خیلی نزدیک شوند تا نتوانند شما را ناامید کنند. در زیر به ارائه داستانی از زبان یک خانمی که ترس از رها شدن داشت می پردازیم.

ترس از رهاشدن در ازدواج باعث خراب شدن رابطه

ترس از رها شدن در ازدواج

این نوع تفکر باعث شد حتی در برابر نمایش های کوچک محبت مقاومت کنم. وقتی جان من را در آغوش گرفت، دیری نگذشت که شروع کردم به نوازش او تا بتوانم خود را کنار بکشم. یک روز پس از یکی نوازش ها، همسرم از من پرسید: «تا کی باید با هم باشیم تا بفهمی من تو را ترک نمی‌کنم؟ آیا تا هفتاد سالگیمان صبر می کنی؟» مات و مبهوت بودم. او ادامه داد: «تا زمانی که طول بکشد صبر می‌کنم، اما ما در این مدت لحظات خوب زیادی را از دست خواهیم داد.»

متوجه شدم که دارم او را اذیت می‌کنم. تا کی او باید تاوان ناامیدی‌ هایی را که از مردان دیگر داشتم، بپردازد؟ عادلانه نیست. در تلاش برای محافظت از خودم، در حال خرابکاری در روابطمان هستم. ترس من از، از دست دادن جان در آینده در حال غارت هر دوی ما بود. آن موقع تصمیم گرفتم که همسرم را کاملاً دوست داشته باشم، حتی وقتی خطر از دست دادن او را دارم. این بهتر است تا اینکه با حسرت به گذشته مان نگاه کنم.

ترس با ما چه می کند؟

ترس و بی اعتمادی ما را از شکوفایی در ازدواج باز می دارد، زیرا ترس سرسختانه به گذشته می چسبد و در عین حال از باور داشتن چیزی بهتر در آینده امتناع می ورزد. اگر می‌خواهیم خدا در ازدواجمان کار جدیدی انجام دهد، باید ترس را کنار بگذاریم و آنچه را که عشق برای آینده ما پیش‌بینی می‌کند، بپذیریم.

ترس از رها شدن در ازدواج با ما چه می کند؟

ترس انتظار شکست دارد، در حالی که عشق هرگز نمی تواند شکست بخورد. ترس یک نیروی معنوی در تقابل مستقیم با عشق و حمایت خداوند در زندگی ماست. این برعکس عشق است. وقتی با ترس از شکست یا امید به عشق مواجه می شویم، فقط می توانیم یکی از آن دو را باور کنیم، اما هرگز نمی توانیم هر دو را. ترس جای عشق را می گیرد. عشق ترس را از بین می برد.

توانایی عشق برای دگرگونی بیشتر از توانایی ترس در به دام انداختن است. عشق کاملی که ترس را از بین می برد فقط در تجربه عشق خدا یافت می شود. از طریق قدرت محبت او، می‌توانیم نگرانی برای خود را کنار بگذاریم، زیرا می‌دانیم که خدا صادقانه به نیازهای ما رسیدگی خواهد کرد. اما اگر زمانی را در پیشگاه خداوند سپری نکنیم، نمی‌توانیم شناختی نزدیک از ذات محبت او داشته باشیم. زیرا وفاداری او در حضور او آشکار می شود. بدون شناخت ماهیت واقعی خداوند، ما در ترس دائمی از رها شدن توسط او یا همسر زندگی خواهیم کرد که نوعی تنبیه پیچیده است. هر چه بیشتر و بیشتر در محبت خدا نسبت به خود ایمن شویم، می توانیم از ترس رها شویم و عشق فداکارانه را به همسرمان عرضه کنیم.

به خداوند اعتماد کنیم

سنگر ترس همان چیزی است که ما را وادار می کند جملاتی مانند این را بگویم. “اگر همسرم به من خیانت کند، هرگز او را نخواهم بخشید.” چنین ترس هایی که قصد دارند ما را در آینده سپر کنند، امروز ما را از پذیرش نیروی محبت خدا باز می دارند. ما باید یاد بگیریم که به خدا برای مراقبت از قلبمان اعتماد کنیم، حتی اگر همسری ما را زخمی کند، طرد کند یا به ما خیانت کند.

خداوند از ما خواسته است که ترس خود را به او بسپاریم. امتناع از انجام این کار به خدا می گوید که ما باور نداریم که او قادر به مدیریت زندگی ما باشد. به چه ترس هایی پایبند هستید؟ بگذار بروند و ببینند عشق خدا تو را از درون متحول می کند و آزادت می کند تا به سرنوشتت قدم بگذاری. در طرف دیگر ترس خود، زندگی ای را که عمیقاً آرزویش را دارید کشف خواهید کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *