جملات احساسی وفلسفی و
پرمعنا ،ادبی و شاعرانه ، سنگین
و خاص از رحمان شاهسواری
کینگ نویسنده وخواننده معاصر
RAHMANSHAHSAVARIKING
-
هر سالی که پیش آمد، بر پیشباز مرگ آمد .
-
این جهان کند تو را به روزی دوست و به شبی دشمن .
-
این جهان راه امید بست و در نامیدی ها بگشاید.
-
جهل و نادانی شبی ست که هر روز می سوزد .
-
انسان زیر خاک را ، فهمیدن که گوهر است .
-
در دفتر زندگانی چنین نوشته شده است ، از سنگ شیاطین و طوفان بلاها نتوان ایمن گشت .
-
کعبه دل ،خانه خداست ، دور کن شیطان را .
-
درد تو و من ، دردی بی دواست .
-
آنچه که ندارد جهان ، وفاست .
-
خوب و بد من ، حاصل کردار توست .
-
مفروش جوانی خویش ، آنگه بخری پیری خویش .
-
عاقل نمی کند ، ز دیوانه کار درست .
-
به چشم عقل بشناس ، هر چه که هست .
-
انسان بی عقل ، گرفتار بلاهاست .
-
تلخی روزگار ، یاد آور خوشی هاست .
روشنایی صبحی می رسد به شبی که یلداست .
RAHMANSHAHSAVARIKING
-
این جهان درد و رنج و غم درازی دارد ، هر چند که انسان سرفرازی دارد .
-
سرمایه زندگانی ، جوانی ست .
-
عشق سازنده و غم سوزنده زندگانی ست .
-
زنده است زندگانی ، بی خبر مباش ز مرگ .
-
همیشه به حسرت ، یاد شد جوانی .
-
جوانی گنج رایگان و ارزشمند است ، که به خواب غفلت می شود پایان .
-
حقیقت را خواهی دید ، نه در معانی .
-
نیاموزی ز استاد بی مهری ، مهربانی را .
-
روز توانائی را، روزگار ناتوانی هست.
دل کند آبادت ، گر دیوانه ای کند ویرانت .
RAHMANSHAHSAVARIKING
-
پاکی ز پروردگار، ناپاکی ز انسان است .
-
رفتنی ، باز آمدنی نیست .
-
امروز را روی خاک ، فردا را زیر این خاک خفتن است .
-
چون به اسرار و معمای جهان نرسی ، عاقبت در این علم به دانائی نرسی .
-
عاقبت هستی ، نیستی ست .